عیدرهایی: عیدفطربرهمگان مبارک:


معنی ضیافت الهی : عید فطر از اعیاد مقدس اسلامی است و عید در اسلام محصول ضیافت خداست. هر وقت سفره خاصی پهن شد و عده ای در کنار آن سفره الهی به ضیافت موفق شدند، برای آنها عید است. وقتی سفره قرآن مطرح است، عید خواهد بود؛ وقتی سفره عترت و ولایت مطرح است، عید خواهد بود. اگر عید فطر و اضحی از یک سو، و غدیر از سوی دیگر عید است، برای آن است که آن مائده خاص و مادبه مخصوص گسترده شد و آماده شد تا مهمانان ویژه الهی از آن غذای ملکوتی تناول کنند. اصل دوم آن است که در جریان ضیوف الرحمن حج، وقتی بسیاری از این مائده ها و مادبه ها تناول شد؛ روز دهم را در سرزمین منا عید می گیرند، آن هم برای هدف بالاتر. همچنین وقتی ضیافت یک ماهه ماه مبارک رمضان به پایان رسید، وقت توزیع جوائز فرا رسید که جایزه روزه داران و شب زنده داران را عطا کند، عید رسمی مسلمان هاست. و اگر کسی بخواهد به بارگاه عید بار یابد، باید آن ضیافت ها را به خوبی تحمل کند. «ضیافت الهی» یعنی خوی فرشتگی پیدا کردن. اینکه در کتاب های فقهی ما در فضیلت روزه ماه مبارک رمضان گفته شد: در فضل صیام همین بس که انسان شبیه فرشته می شود، از این قبیل است. این تشبه به ملائکه هم در جریان مکه و حج مطرح است، هم در جریان روزه گرفتن. فرشتگان دور عرش الهی یا بیت معمور طواف می کنند و زائران حرم الهی دور کعبه طواف می کنند. بسیاری از کارهایی را که فرشتگان انجام می دهند، زائران اعم از حاجیان و معتمران نیز انجام می دهند. این تشبه انسان صالح سالک به ملائکه باعث می شود که این ضیافت را تحمل بکند، بعد به عید دسترسی پیدا کند. در فضیلت ماه مبارک رمضان هم که بزرگان فقهی ما (رضوان الله علیهم) فرمودند: این تشبه به فرشته هاست؛ بسیاری از کارهایی را که ملائکه می کنند، روزه دار می کند. چیزهایی را که ملائکه پرهیز می کنند، روزه دار پرهیز می کند. همین ضیافت زمینه موفقیت تشرف الهی را فراهم می کند که می شود عید... مطلب دیگر آن که ماه مبارک رمضان در زبان کسانی که اهل این ماه بودند، مثل اهل بیت (ع) ، مخصوصاً امام سجاد (ع) به عنوان بهترین راه و بهترین ماه و از صفایای الهی و برجسته ترین خصلت و وظیفه وخصیصه یاد شده است. امام سجاد (ع) می فرماید: این ماه طهور است و ماه صیام است و ماه قیام است و ماه تمحیص (1) که انسان باید یک ماه خود را پاک کند، از همه رجس ها و رجزها با والرجز فاهجر(2) و مانند آن مانوس بشود. وقتی تطهیر کرد، شبیه فرشته شد، می تواند عید داشته باشد. خود این ضیافت به نوبه خود و در حد خود عید است، چه اینکه امام سجاد (ع) در دعای وداع ماه مبارک رمضان می فرماید: السلام علیک یا شهرالله الاکبر (3) که این اکبر صفت آن ماه است، نه الله. الله که اکبر هست اما شهر خدا هم نسبت به شهور، اکبر است، برای اینکه فضلته و شرفته و کرمته و عظمته علی الشهور(4). این ماه بزرگترین ماه است. یک ماه شب و روز انسان تلاش و کوشش می کند تا پاک بشود؛ معلوم می شود طهارت، ضیافت الهی است.

ادامه نوشته

به تناسب سالگرد تولدامیر علی شیر نوایی:

افغانستان دردوره های مختلف با تاریخ درخشان و پر افتخاریکه دارد فرزندان نام آور،دانشمندان،عرفا،ادیبان وعلمای زیادی رادردامان خویش پروریده است که هــر یک آنان باالنوبۀ خویش درعرصه های طبابت، فرهنگ،علم وادب،تاریخ و فلسفــه جامعه شناسی،دین ،سیاست و...کارهای را انجام داده اندکه خدمات شایستۀ ایــــن نخبگان قابل ستایش و نزد ملت‌ها فراموش ناشدنی میباشد. ازآن جمله یکی هم امیر دانشمند(نظام الدین علی شیرنوایی) است که درمورد این شخصیت عالی مقام وطن عزیزمان، محترم عبدالله کارگر شاعر و نویسندۀ شناخته شدۀ افغانستان عزیز و کهن دراثر گرانبهای خویش به عنوان (امیردانشمند علی شیرنوایی)آثار و کارنامه های این وزیر باتدبیررا به معرفی گرفته اند که اینک خواننده گان عزیز را به مطالعۀ از بخش های این کتاب دعوت می‌نمایم. گرچه تعداد ازفرهنگیان و هموطنان کشورباستانی مان بــا نام و شخصیت قابل وصف این ادیب بزرگ آشنایی دارند ولی برای جوانانی‌که در بیرون مرزی افغانستان زیست مینماید وهم بخاطریادآوری از کارهای بزرگان ادب بعید از مفاد نخواهد بود.  درمقدمۀ این کتاب محترم حسین فخری چنین نگاشته اند ." علی شیرنوایی شاعر،ادیب ،مورخ،موسیقیدان،نقاش،وزیر موقر و کاردان و از جـملۀ اعیان دورۀ تیموریان هرات بود.وی از ترکان چغتایی بود و نیاکانش در دستگاه تیموریان هرات حرمت و حشمت فراوان کسب کرده بودند" شاعرتوانا،ادیب نکته سنج، امیرروشن ضمیرنظام الدین علی شیرنوایی  در17 رمضان 844 مطابق 9 فبروری1441 – درخانوادۀ فرد بامعرفتی دردهکدۀ نعمت آباد شهر فرهنگ پروروباستانی هرات به جهان آمدکه درهمین خاندان شاعران،اهل موسیقی وهم خوشنویسان زیادی بودند.

ادامه نوشته

گوشه ای ازدست اندازی های چهارکرزی به سفره ثروت افغانستان!

Grattan، William، Robert و Emmett نام چهار برادر از پانزده فرزند لویز دالتون ولگرد می‌باشد که بعدها به برادران دالتون شهرت یافتند. شهرت آنها به‌خاطر سرقت از بانک‌ها و دزدی در دوران وسترن ایالات متحده می‌باشد.دالتون‌ها در ابتدا به عنوان کابویی کار می‌کردند که در سال 1887، برادر بزرگ آنها فرانک که کلانتر بود توسط یک عده مست کشته می‌شود. برادران دالتون پس از مرگ برادر بزرگ خود در سال 1889 با لباس کلانتر، به دزدی اسب می‌رفتند که به‌خاطر همین دزدی‌ها و بی‌اعتباری آنها نزد مردم، یک سال بعد آنها اخراج شدند و دزدی اسب را به‌عنوان یک شغل تمام وقت از همان دوران آغاز کردند. در بین سال‌های 91-1890 آنها مهارت خود را افزایش داده و شروع به دزدی اسب، قطار و بانک‌ها نیز کردند.از آمریکای دوران وسترن بازگردیم به کشور خودمان افغانستان! افغانستانی که شاید در سال 2013 بی‌شباهت به امریکای سال 1880 نباشد(البته به‌غیر از رفاه، امنیت، سلامت و...). حامدکرزی برادران بسیاری دارد که هر از چندگاهی از آنها یاد می‌کند و دست برادری خود را به سمت آنها دراز کرده و تقاضای صلح ودوستی می‌کند و آنها هربار دست رد به سینه جلالتمآب زده و یکی از انتحاری‌های خودشان را بعنوان سفیر صلح روانه کوی و بازار می‌کنند! بغیر از برادران طالب، جناب کرزی صاحب، برادران دیگری هم دارد که به نوع دیگری با برادران طالب بر سرِ سیاه‌بخت کردن این ملت رقابت سالم دارند!قیوم، محمود، حامد و احمدولی ، نام چهار برادر از شش فرزند عبدالاحد کرزی می‌باشد که در افغانستان به شهرت و منصب رسیده‌اند و در ادامه این شهرت و قدرت تهمت‌هایی از قبیل عدم پرداخت وام 16میلیونی کابل بانک، قاچاق مواد مخدر، فرار از پرداخت مالیات به یکی از کشورهای متبوع خود (امریکا)، تقلب در انتخابات 2009، حمایت گروه‌های مسلح غیرقانونی و از همه مهمتر تملک زمین دولتی و ساخت شهرک مسکونی «عینومینه» در قندهار را برایشان هم به ارمغان آورده است که البته به گفته تحلیلگران و آگاهان امور تا بحال هیچکدام از این تهمت‌ها به اثبات نرسیده است که البته دلیل آن را کسی نمی‌داند که آیا واقعا آنها بیگناه هستند و یا اینکه ساختار خانوادگی قدرت اجازه افشای آنها را نداده است. هرچه هست آوازه فساد آنها در نیویورک تایمز، دیلی تلگراف و واشنگتن پست بارها پیچیده است ولی در افغانستان کسی چیزی ندیده است!

ادامه نوشته

سیرتحول سلفی ها:

سلفی‌گری در معنای لغوی به معنی تقلید از گذشتگان، کهنه پرستی یا تقلید کورکورانه از مردگان است، اما 'سلفیه' در معنای اصطلاحی آن، نام فرقه‌ای است که تمسک به دین اسلام جسته، خود را پیرو سلف صالح می‌دانند و در اعمال، رفتار و اعتقادات خود سعی بر تابعیت از پیامبر اسلام(ص)، صحابه و تابعین دارند.آنان معتقدند که عقاید اسلامی باید به همان نحو بیان شوند که در عصر صحابه و تابعین مطرح بوده است، یعنی عقاید اسلامی را باید از کتاب و سنت فراگرفت و علما نباید به طرح ادله‌ای غیر از آنچه قرآن در اختیار می‌گذارد، بپردازند. در اندیشه سلفیون، اسلوب‌های عقلی و منطقی جایگاهی ندارد و تنها نصوص قرآن، احادیث و نیز ادله مفهوم از نص قرآن برای آنان ارجحیت دارد. در حال حاضر یکی از عوامل مهم فتنه گری در منطقه جریان سلفی تکفیری است که در لباس دفاع از سنت، عملا در مسیر منافع غربیان گام برمی دارد.تاقبل از بهار عربی در منطقه مردمی که اخبار رسانه ها را مرور می کردند کمتر اسمی از سلفی و سلفیان میشنیدند ، در بحبوهه بهار عربی بود که مردم کوچه و بازار کم کم با اسم سلفیان آشنا شدند و جنایت هایی که هروز رسانه ها از کشورهای عربی منطقه گزارش می دادند را رصد می کردند که جولانگاه مهم آنها سوریه و عراق و مصر بود.چندی پیش خبری از سلفی های سوری بر خروجی رسانه های جهان منعکس شد که جهان را شکوکه کرد. در پی اعلام این خبر سازمان دیده بان حقوق بشر این صحنه را جنایت جنگی تمام عیار توصیف کرد، سلفیان سوریه که قبل از این جنایت به مزار شریف حجربن عدی هتک حرمت کرده بودند این بار خود را با جنایتی وحشیانه تر به جهانیان نشان دادند در پی اقدام شرم آور سلفی ها برآن شدیم در مطلب زیر به بررسی ظهور این فرقه بپردازیم که از نظر می گذارنید.
سیر تحول: سلفی‎ها روایات خود را مستقیما از احمد بن حنبل (متولد 241)، احمد بن تیمیه (متولد 728)، ابن القیم الجوزیه(متولد 751) و محمد بن عبدالوهاب تمیمی نجدی (متولد 1115-1206) می‎گیرند. سلفیه بعد از محمد بن عبدالوهاب به صورت یک شکل و ساختار سیاسی درآمد و هم پیمانی وی با محمد بن سعود پایه گذار حاکمیت آل سعود در عربستان به این روند تسریع بخشید. پیوند میان علما و حاکمان سعودی گرچه دچار تغییر و تحول شده است و شیوخ وهابی از برخی اختیارات خود از جمله بازداشت و امر قضا بازماندند اما در عین حال هنوز هم از وضعیت و جایگاه خوبی در نظام سیاسی سعودی برخوردار هستند. علاوه بر سرزمین حجاز، مصر نیز از تغییر و تحولات عقیدتی برکنار نماند و سلفی های این کشور با اقدامات و فعالیت‎های حسن البناء و جنبش اخوان المسلمین، سیر جدید ی در آموزه های عقیدتی اهل سنت تجربه کردند و باب های جدیدی برای این گروه جهت گشودن روزنه‎های محدود اجتهاد باز شد. اما با مرگ زودهنگام حسن البناء جنبش اخوان المسلمین تحت تأثیر اندیشه‎های دو شخصیت، به نام‎های ابوالاعلی مودودی و سید قطب قرار گرفت و آنها ضمن تثبیت روش پای بندی به متون دینی بر اساس دیدگاه های خاص فقهی خود، دیدگاه تکفیر را پی ریزی کردند.

ادامه نوشته

عواقب ناگوارمهاجرت بی رویه وپرشتاب جوانان، برای افغانستان:

امیدی که اوج می گرفت وآرزویی که بلندمی شد، دوباره ناامیدگشته ومی خشکد. جوانانی که ازیک دهه پیش وبا سقوط طالبان، به آینده کشور، امیدوارشده بودند، اینک باگسترش ناامنی ونبوداشتغال وزمینه امرارمعاش، قدرت گرفتن طلبان وعقب نشینی ناتو وامریکا ازموضع مبارزه با تروریسم، دوباره راه های پرخطرمهاجرت به قاره های جهان را درپیش می گیرند. این پدیده نامیمون، جداازعواقب ناگوارفرهنگی، سختی های عالم غربت ودشواری های زندگی، برای افغانستان نیزپیامدهای ناپسندی رادرپی دارد. دولت افغانستان باید بااحساس مسئولیت نسبت به اینده افغانستان، زمینه قطع این سلسله مهاجرت هارا ازراه تأمین معاش واشتغال وامنیت آنان درداخل فراهم کند.آمارها نشان می‌دهد با کاهش بازار کار و کند تر شدن گردش چرخه اقتصادی کشور، روند فرار شهروندان افغانستان بخصوص جوانان به کشورهای دیگر از جمله استرالیا واروپاهمچنان رو به افزایش است. این تراژدی خطرناک که پیامدهای ناگواری برای کشور در پی خواهد داشت، طی ده سال گذشته بخصوص سالهای اخیر روند رو به رشد داشته است و متاسفانه تعداد زیادی از شهروندان افغانستان در مسیر رسیدن به کشورهای دیگر، جان خود را از دست داده اند. فرار شهروندان به خارج از کشور تنها به جوانان بیکار و مایوس از وضعیت جاری بر نمی گردد، بلکه طبق آمارهای ارایه شده توسط پارلمان افغانستان، حتی کارمندان دولت، ورزشکاران، دیپلومات ها و... جزء افرادی هستند که به مجرد فراهم شدن فضای مناسب، فرار را بر قرار ترجیح می دهند و در سفرهای رسمی تقاضای پناهندگی می کنند. گفته می شود بیش از چهل درصد سفرهای رسمی بدون بازگشت به افغانستان هست و کمتر از دو درصد ماموران دولت در خارج از کشور، پس از ختم ماموریت باز گشته اند.

ادامه نوشته

اوضاع عصربعثت پیامبراسلام (ص):                   آیة الله سبحانی

 
براى به دست آوردن ارزش نهضتى كه پيامبر اسلام(ص) بنيانگذار آن بود، لازم است و لو در حد اجمال با اوضاع دو محيط آشنا شويم: 1- محيطى كه اسلام در آنجا پيدا شد و رشد و نمو كرد. 2- محيط بيرون از جهان اسلام:در رابــطه با محيط دوم، تاريخ ايران و روم را به عنوان درخشان ترين نقاط آن روز عالم به ما معرفى مى‏كند و ما در اين قسمت پيرامون ايران به بحث مى‏پردازيم و بحث راجع به اوضاع روم و شبه جزيره عربستان را در عناوين ديگر پى‏مى‏گيريم.
ظهور اسلام و بعثت پيامبر اكرم‏ (611 ميلادى)،با دوران پادشاهى خسرو پرويز(628-590 م)مصادف بود و در زمان خسرو پرويز،پيامبر اسلام‏(ص‏)از مكه به مدينه هجرت فرمود(روز آدينه 16 ژوئيه 622)و اين واقعه،مبداء تاريخ مسلمانان گرديد. در اين ايام،دو دولت‏بزرگ و نيرومند(روم شرقى و ايران ساسانى)،بر قسمت اعظم دنياى متمدن آن روز حكمرانى داشتند.از دير باز براى تسلط و حكمرانى جهان،با يكديگر در جنگ و ستيز بودند. (1) جنگ هاى ممتد ايرانيان با روميان،از دوران سلطنت انوشيروان(589-531 م)آغاز شد و تا زمان خسرو پرويز ادامه داشت و مدت بيست و چهار سال به طول انجاميد. خسارات سنگين و مخارج هنگفتى كه ايران و روم،در اين جنگها متحمل شده بودند،هر دو دولت را از كار انداخت و جز شبحى از اين دو قدرت نيرومند باقى نمانده بود. براى اين كه اوضاع ايران را از جهات مختلف بخوبى مورد بررسى قرار دهيم،لازم است وضع حكومتها را از پايان سلطنت انوشيروان،تا آغاز ورود مسلمانان به اختصار مورد مطالعه قرار دهيم: تجمل پرستى در دوران ساسانيان: پادشاهان ساسانى،عموما تجمل پرست و پرتشريفات بودند.دربار پرطمطراق ساسانى و زرق و برق آن،چشم ها را خيره مى‏ساخت. در عهد ساسانيان،ايرانيان پرچمى داشتند به نام‏«درفش كاويانى‏»كه معمولاً در ميدان جنگ برافراشته مى‏شد و يا در جشن‌هاى پرتشريفات ساسانيان،بر فراز كاخ آنها نصب مى‏گرديد،و اين پرچم با جواهرات بسيار گرانبها تزئين شده بود. به قول يكى از نويسندگان:«جواهرات و اشياء گرانبهاى اين پرچم بى‏همتا را به 1200000 درهم يا‍[30000 پوند]تخمين كرده‏اند.» (2). در كاخ هاى افسانه‏اى ساسانيان،از بس جواهرات و اشياء نفيس و قيمتى،و نقشه‏ها و تصويرهاى حيرت انگيز فراهم گرديده بود، ديده بينندگان را خيره مى‏كرد.اگر بخواهيم غرائب و عجائب اين كاخ ها را بدانيم،كافى است فقط نظر خود را به يك قالى سپيد و بزرگى بيندازيم كه در تالار يكى از كاخ ها انداخته بودند،به نام‏«بهارستان كسرى‏».«اين قالى را زمامداران ساسانى،براى اين تهيه كرده بودند كه موقع عيش و عشرت سر حال باشند و هميشه مناظر زيبا و فرح انگيز فصل را تماشا كنند» (3) . به طورى كه مى‏نويسند:«اين قالى،داراى يكصد و پنجاه ذراع طول،و هفتاد ذراع عرض،و تمام تار و پود آن زربفت و جواهر نشان بود». (4)

ادامه نوشته

ترورکنیدتاپیشرفت کنید!

بازسازی درذات خویش نیکو وپسندیده وقابل قدراست. لیکن عدم توزیع عادلانه امکانات وبلکه باج دهی دولت به ناامن کنندگان کشور، دامنه درازیافته است. ازساخت سرک دراندرماناراحت نیستیم ولی ازعدم ساخت سرک درسایرولسوالی های امن وهزاره نشین غزنی همچون ناهور مالستان وجاغوری، واقعادلخوریم.  پیام این باج دهی ایساف ودولت افغانستان به ماچنین است که ترور وناامنی ایجادکنیدتاازامکانات دولتی بهره مندشوید. هرچندساختن سرک درمیان تروریست هاهیچ نفعی ندارد زیرا ناساخته خراب می شود ودرولسوالی دورافتاده ونه چندان مهم اندر، سرک چنان اهمیت ندارد. جاداشت دولت وآیساف پیش ازساخت سرک برای اندر، به پاس امنیت طلبی مردم سایر ولسوالی های غزنی ابتداء برای ولسوالی های مهم جاغوری ومالستان که راه ارتباطی ارزگان رانیزدربرمی گیرد، سرک می ساخت. شماری از مسوولان قیام کنندگان در ولسوالی اندر ولایت غزنی، می گویند که قرار است به کمک مالی آیساف، یک پروژه سرک سازی در این ولسوالی اجرا شود.به گفته آنان، با ساخت این سرک، ولسوالی های گیرو و اندر، به همدیگر وصل می شود.شماری از مسوولان قیام کنندگان در ولسوالی اندر ولایت غزنی، می گویند که قرار است به کمک مالی آیساف، یک پروژه سرک سازی در این ولسوالی اجرا شود.انجنیر لطف الله کامرانی، از قوماندانان قیام کنندگان در اندر غزنی می گوید که ارزش این پروژه بیش از بيست ميليون دالر آمريكايي بر آورد شده و پول آن، از سوی نیروهای کمک به تامین امنیت در افغانستان یا آیساف پرداخت می شود. به گفته آقای کامرانی، طول این سرک 27 كيلومتر است که از ولسوالي اندر تا ولسوالي گيرو امتداد دارد و با آغاز کار آن، شمار زیادی از باشندگان این ولایت صاحب کار و در آمد خواهند شد.كامرانی گفت: "پروژه ساخت این سرک، از سوی جان آلن قوماندان پیشین ناتو در افغانستان منظور شده است."به گفته او، پس آنكه مردم اندر، در برابر طالبان دست به قيام زده و طالبان را از قريه های شان بیرون کردند، قوماندان عمومی آيساف اين پروژه را برای مردم این ولسوالی منظور کرد.اندر از ولسوالی های نسبتا ناامن غزنی است که شاهد تحرکات گسترده مخالفان به خصوص شورشیان طالب بوده و به دلیل فشارهای این گروه، باشندگان این ولایت مجبور به قیام برعلیه طالبان شدند.مسئولان در ولايت غزني اين قيام را یک حركت خودجوش مردمي در برابر طالبان می خوانند اما گروه طالبان گفته است که قیام ها در غزنی، پروسه موسوم به "اربكی سازی" است.با این حال، انجنير لطف الله كامرانی می گوید که از آغاز قيام تا کنون، نزديك به 35 در صد از كل مناطق ولسوالي اندر توسط قیام کنندگان از کنترول طالبان خارج شده است.او می گوید که پس از آغاز قيام در اين ولسوالی، توجه موسسات كمك كننده نیز به پروژه های بازسازی، بیشتر شده است.به گفته او در جريان سال گذشته و امسال، 40 قريه در ولسوالي اندر، زير پوشش پروژه‌های همبستگي ملي قرار گرفته است.

به بهانه رخنه کنوانسیون منع تبعیض علیه زنان، درشورای ملی افغانستان:

جنجالهای درون پارلمان برسرلایحه منع تبعیض علیه زنان، بااصرارها ومقاومت هایی مواجه شده است، لیکن به لحاظ عضویت افغانستان دراین معاهده بین المللی، پزیرش مشروط این معاهده وتطبیق وقبول موادی مطابق باقانون اساسی کشور وآموزه های اسلامی، تنها گزینه ی پیش روی افغانستان است. دراین نوشتار، به تحلیل کنوانسیون منع تبعیض علیه زنان، پرداخته می شود. پس از سالها تلاش و پى‏گیرى در سازمان ملل متحد درباره وضعیت حقوقى زنان و صدور چند قطعنامه و اعلامیه، در تاریخ 18 دسامبر 1979 در پى تصویب قطعنامه 34/180 توسط مجمع عمومى، کنوانسیون امحاء هر گونه تبعیض علیه زنان، تصویب شد و با امضا و الحاق بیست کشور در 3 سپتامبر 1981، ضمانت اجرایى پیدا کرد. این کنوانسیون، مشتمل بر یک مقدمه و سى ماده است. بر اساس ماده 25 این سند، الحاق دولتها به کنوانسیون، بلا مانع است. ماده 27 نیز مقرر کرده است که کنوانسیون، سى روز پس از تودیع بیستمین سند الحاق یا تصویب، لازم‏الاجرا مى‏گردد که این پروسه در 3 سپتامبر 1981 تحقق یافت.(2)از بین کشورهاى اسلامى، حدود 46 کشور به کنوانسیون پیوسته‏اند. از این تعداد 14 کشور از مجموع 17 کشور آفریقایى، 5 کشور از 12 کشور آسیایى و 8 کشور از 21 کشور عربى، به سند یاد شده ملحق شده‏اند. تاریخچه سند نشان مى‏دهد که نویسندگان آن، در صدد تبیین نسبتاً جامعى از حقوق زنان و موارد تساوى آنان با مردان و تأمین راه‏هاى مطمئنى براى اجراى آنها از سوى دولتها بوده‏اند. تدابیر به کار گرفته شده در این سند راه گریز دولتهاى عضو را مسدود کرده و در صورت تخلف از این وظیفه، مسؤولیت بین‏المللى (Responsibility) را متوجه آنان مى‏کند.از سال 1975 که مجمع عمومى طى قطعنامه 5321، از کمیسیون «مقام زن» خواست که پیش‏نویسى در خصوص امحاى تبعیض علیه زنان آماده کند، (3) سازمانهاى دولتى و غیردولتى (NGOs) تلاشهاى فراوانى، در سطح بین‏المللى و داخلى صورت دادند. اجلاس پکن که نمود عینى این تلاشها بود، بزرگترین کنفرانس بین‏المللى سازمان ملل متحد از تاریخ تأسیس این سازمان است. نقش سازمانهاى غیردولتى (Non Gavermental organisations) در این عرصه بخوبى نمایان بود و حضور فعالى نیز در اجلاسهاى مختلف راجع به حقوق زنان داشته‏اند. تا پایان آوریل 2003، حدود 173 کشور، کنوانسیون را پذیرفته و بدان محلق شده‏اند. توزیع جغرافیایى کشورهاى اسلامى، در گروه کشورهاى عربى آسیایى و آفریقایى است. بدین صورت از مجموع 65 کشور عضو سازمان کنفرانس اسلامى، حدود 46 کشور عضو معاهده هستند. آلبانى هم تنها کشور اروپایى است که عضو کنوانسیون شده است.این کشورها عمدتا از میان دو گزینه عدم عضویت و عضویت مشروط، دومى را برگزیده‏اند و حتى بعضى از کشورها اعلامیه تفسیرى نیز صادر کرده‏اند. افغانستان در 5 مارس 2003، سوریه در 28 مارس 2000 و تیمور در 16 آوریل 2003 عضو معاهده شده‏اند. دولت بحرین در 18 ژوئن 2002 عضو شده است «کنوانسیون رفع هر گونه تبعیض علیه زنان» از مهمترین عهدنامه هاى بین المللى است که در صدد جهانى کردن حقوق زنان بر اساس آموزه ها و مبانى فرهنگ غرب است. نوشتار حاضر بر آن است که با تحلیل و نقد این مبانى به بیان ناسازگارى ماهوى آنها با مبانى وحیانى دین اسلام پرداخته و بر این نکته تاکید ورزد که نمى توان صرفا با اعمال حق شرط و ایجاد تغییرات جزئى در کنوانسیون، به نتایج و لوازم آن ملتزم شد. ما در عصرى بسر مى بریم که غرب در صدد جهانى کردن فرهنگ خود و حاکمیت آن بر همه جوامع است، و تلاش گسترده و برنامه ریزى شده اى را به کار گرفته است تا ارزشها و ملاکهاى خود را تحت عناوین مختلف، بر همه کشورها چیره سازد. یکى از مهمترین و کارامدترین ابزارهاى دستیابى به این هدف، تدوین کنوانسیونها و عهدنامه هاى بین المللى با توجه به مبانى فرهنگ غرب است. براى پرهیز از اتهام، این هدف را از طریق مجامع و نهادهاى بین المللى بخصوص سازمان ملل متحد دنبال مى کند که متاسفانه تحت نفوذ فرهنگى، اقتصادى و سیاسى غرب هستند. بیشتر این کنوانسیونها و عهدنامه ها بر اساس مبانى فرهنگ غرب تنظیم شده و با مبانى فرهنگ اسلامى بسیار ناسازگارند. در کشورهاى اسلامى تلاش گسترده اى براى تطبیق آنها با فرهنگ دینى حاکم بر ملتهاى مسلمان صورت مى گیرد، ولى چون این کار بدون توجه به ناسازگارى بنیادین مبانى و پیش فرضهاى آموزه هاى غربى با تعالیم دین اسلام انجام مى گیرد، غالبا منفعلانه، و توجیه گرایانه است. نمى توان آموزه هایى را که با توجه به مبانى فرهنگ غرب شکل گرفته اند با آموزه هاى الهى و وحیانى دین اسلام تطبیق داد؛ زیرا آن مبانى و پیش فرضها نتایج منطبق با خود را در پى دارند. «کنوانسیون رفع هر گونه تبعیض علیه» زنان یکى از مهمترین کنوانسیونهایى است که با رویکرد پیش گفته تدوین شده و کشورهاى زیادى به عضویت آن در آمده اند. غرب مى کوشد از طریق این کنوانسیون فرهنگ و نگاه خود به زن را به دیگر کشورها نیز صادر نماید. به همین دلیل، تلاش فراوانى در جهانى کردن آن دارد. پیام اصلى کنوانسیون مذکور یکسان سازى و برقرارى تشابه کامل بین حقوق زن و مرد و رفع هر گونه تبعیض بر اساس جنسیت است.

ادامه نوشته

تغییرتاکتیک آمریکا: مصالحه به کام امریکا وبه نفع طالبان:

خروج نظامیان آیساف اولین گام برای پایان جنگ آمریکا در افغانستان و انتقال مسئولیت به نیروهای امنیتی افغان و پایان نقش رزمی نظامیان بین‌المللی تا پایان سال 2014 محسوب می‌شود. مقامات آمریکایی می‌گویند که هم‌اکنون 91 هزار نظامی آمریکایی در افغانستان هستند که از میزان یکصد و یک هزار نظامی آمریکایی در ماه ژوئن به این تعداد کاهش پیدا کردند. اوباما در دسامبر 2009 اعلام کرد که 33 هزار نظامی دیگر آمریکا را برای مبارزه با طالبان و تغییر مسیر جنگ افغانستان به کشور افغانستان می‌فرستد.دوسال پیش، اوباما اعلام کرد که جریان جنگ پس روی کرده است و تا پایان سال ۲۰۱۱ میلادی 10 هزار نیروی خود را از افغانستان خارج می‌کند و 23 هزار نیروی دیگر را تا پایان تابستان 2012 از افغانستان خارج می‌کند. ادامه مذاکرات بین سران طالبان و آمریکا نشان می‌دهد که واشنگتن و متحدانش پس از 10 سال حضور مستمر در افغانستان نتوانسته اند طالبان را از میان بردارند و در نهایت با این گروه دست به مصالحه زده اند. مذاکرات محرمانه طالبان و ایالات متحده آمریکا همچنان ادامه دارد.  به طوری که جناب کرزی نیز شخصا تمایل به مدیریت این رابطه دارد وقدم به قطر رنجه نموده است.و دودولت امریکا وافغانستان،در نهایت با این گروه دست به مصالحه زده اند. برخی از دیپلمات‌های غربی به روزنامه انگلیسی دیلی‌تلگراف دردوسال قبل،اطلاع داده بودند که مذاکرات محرمانه میان مقامات آمریکایی و سران طالبان به دلیل افشای جزئیات این مذاکرات با شکست روبه‌رو و ادامه این مذاکرات منتفی شده. ولی اینک مشخص می شودکه مذاکرات با موفقیت به پیش شتافته، لیکن این باراین طالبان است که طلبکارگشته و این طنازی وشرط وهای متکبرانه طالبان، به القای شکست در این مذاکرات  منجر شده است که اتهاماتی مطرح شود و ادعاهایی بیان شود مبنی بر آنکه جزئیات این نشست و هویت رئیس‌ مذاکره کننده طالبان در این مذاکرات از روی عمد و توسط چهره‌های پارانوئیایی دولت افغانستان فاش شده است.

ادامه نوشته

تحلیلی براصرار به صلح دولت با مخالفان ملت:

حضور مجدد مخالفان مسلح در عرصه سیاسی امنیتی افغانستان و گسترش تدریجی آن از سالهای 2003 و 2004 به بعد، بیشتر از اینکه محصول فعالیت های نظامی و تبلیغاتی خود این گروه باشد، نتیجه فعالیت های بی وقفه و فعال برخی از حلقات داخلی، سازمان های استخباراتی منطقه و کشورهای غربی بود. تبلیغات و بزرگنمایی که از گروه طالبان و دیگر مخالفان مسلح صورت می گرفت، زمینه را برای تن دادن دولت به یک روند غیر نظامی؛ یعنی گفتگو و سهم دادن به مخالفان مسلح مساعد ساخت، هرچند که برخورد نظامی نیز با اکراه وبدون یک استراتیژی مشخص در این مدت علیه شورشیان ادامه داشت.اقدامات هدفمندانه حلقات سیاسی داخلی و خارجی در برگشتاندن مجدد طالبان در صحنه سیاسی نظامی افغانستان سبب شد که روند مصالحه و همچنان حدود و ابعاد آن نا مشخص بماند و صرفا برای بر طرف شدن فشارهای سیاسی، دولت دست به اقدامات واکنشی بزند و از سر ضعف و درماندگی دست دوستی به سمت مخالفان مسلح دراز کند.از طرف دیگر، انتظار مردم برای تطبیق عدالت در مورد نسل کشی های مخالفان ، ضعف افغانستان در مقابله با چالشها و تهدیدات احتمالی که این گروه می تواند خلق کند، فشارهای خارجیها و ترس از خروج زود هنگام کشورهای عضو ناتو وبیم از تکرار حوادث سالهای قبل، نگرانی از استفاده برخی از کشورهای منطقه از طالبان به عنوان اهرم فشار، ترس از برنامه های پنهان غرب در برقراری ارتباط با مخالفان، تلاشهای مرموزانه برخی از حلقات در درون دولت، و...موضوعاتی هستند که روند گفتگو را به یک معادله چند مجهوله تبدیل ساخته و سبب شده که به صورت عجولانه برای گفتگو با مخالفان شبح مانند، تیری به تاریکی انداخته شود؛ تیری که هنوز معلوم نیست تااصابت کردن به هدف چقدر فاصله دارد.



ادامه نوشته