مذاکره با مخالفان؛ پروژه یا پروسه؟
طی سالهای اخیرگفتگو در رده های پایین و میانی میان کشورهای غربی و مخالفان مسلح جریان داشته است. دولت افغانستان نیز مدعی است که با برخی از مقامات طالبان به صورت پراکنده تماس های را برقرار کرده اما تاکنون این تماس ها به یافتن یک روزنه مشخص برای ادامه و استمرار تعامل پایدار تر منجر نشده است. گفتگوهای پیدا و پنهان کشورهای غربی، معاملات و رشوت های پراخته شده توسط این کشورها به مخالفان مسلح نیز منتج به نتیجه مطلوب نشده است.
نهادهای حکومتی صلح و جاده یکطرفه
شورای عالی صلح در افغانستان به هدف ایجاد ادرس مشخص به هدف جزئی تر شدن روند گفتگوها با مخالفان و ایجاد مجرای واحد افغانی برای این گفتگوها تاسیس شد.اما از بدو تاسیس مورد استقبال مخالفان مسلح قرار نگرفت و ترکیب آن نیز در داخل کشور با اما و اگرهای فراوانی روبرو گردید. هرچند این شورا امیدها و روزنه های جدیدی برای تحقق تدریجی پروسه صلح خلق کرد اما سخنگویان منسوب به مخالفان همواره به شدت و قوت تمام هرگونه تماس با این نهاد را رد میکنند. با این وجود، گزارشهای نیز از دستاوردهای این شورا، وجود دارد که مورد تاکید و تایید این شورا هست.
اما نکته قابل تامل در دستاوردهای کاری این شورا، اظهارات ضد و نقیض برخی از اعضای آن و نیز رد مذاکره از سوی مخالفان مسلح است که بر کارایی آن همچنان سایه انداخته است.
گفتگوهای خود سرانه و استراتیژیهای مشکوک
یکی از نقاط ضعف و در عین حال پرسش بر انگیز،ارتباط پنهانی و بدون هماهنگی برخی از کشورهای غربی با مخالفان مسلح و حتی طرح مسایل مختلف است که بدون موافقت و حتی اطلاع دولت افغانستان صورت می گیرد. هرچند این مذاکرات تا هنوز هیچ دستاوردی نداشته اما همواره سوالها و پرسشهای را مبنی بر انگیزه ها و اهداف پشت پرده این گونه اقدامات بر انگیخته و تا هنوز پاسخ های قناعت بخشی نیز در این باره ارایه نشده است. این امر، به علاوه اینکه استراتیژی واحد گفتگو با مخالفان را مخدوش ساخته، رسیدن به یک نتیجه قطعی و حتمی را نیز با چالش جدی مواجه کرده و در عین حال، موجب تقویه روحیه و اعتماد به نفس مخالفان شده وطرفهای متعدد مذاکره کننده را هم، سردرگم و نسبتا ساخته است.
نقش حاشیه‌ای مردم در پروسه صلح
حدود، معیارها و اصول مصالحه با مخالفان طی سالهای گذشته یکی از موضوعاتی بحث بر انگیز و درعین حال نا مشخص در روند مصالحه با مخالفان مسلح بوده است. همین امر همواره خوشبینی ها راتحت تاثیر قرارداده و به بد بینی ها در این مورد دامن زده است.
القاب و عناوین که به مخالفان داده می شود، تغییر سیمایی مخالفان مسلح در رسانه های همگانی داخلی و خارجی، شفاف نبودن عدالت و قانون در برخورد با مرتکبان و عاملین نقض حقوق بشردر این گروه و میزان مشارکت مخالفان در ساختار سیاسی، چگونگی تعامل با دیدگاه های افراطی انان در جامعه داری و حکومت داری و... از مواردی هستند که همچنان برای مردم مبهم و گنگ به حساب می روند.
از سوی دیگر، موضع گیریهای متفاوت در برابر هویت و موجودیت مخالفان مسلح، از سوی حکومت افغانستان و کشورهای غربی خود بر ابهامات و پیچیدگی های موضوع افزوده است.استفاده از کلمات متضاد و متناقض در موضع علیه این گروه ها نشان می دهد که هنوز هم نظر واحد در قالب یک استراتیژی هماهنگ وجود ندارد و برخوردها و موضع گیریها کاملا مقطعی و ناشی از احساسات آنی است که هر از چندگاهی غلیان و یا فروکش می کند، نه اراده واقعی برای صلح.

2014 و تردید ها در فرجام صلح

با اینکه در آخرین اجلاس منطقه ی افغانستان و پاکستان برای تحقق روند صلح در منطقه و افغانستان توافق کردند و از یک مدت زمانی مشخص سخن زده شد، اما کارشکنی های پاکستان و اقدامات تحریک آمیز این کشور از جمله اظهارات رییس شورای علمای پاکستان در مورد جواز انتحار در افغانستان و خود داری علمای این کشور از شرکت در نشست علمای دینی در کابل، مقامات دولت افغانستان را بار دیگر آشفته ساخته و در واکنش به این اقدامات، معاون سیاسی وزارت خارجه افغانستان گفته است که این کشور به تنهایی و بدون پاکستان روند صلح را دنبال خواهد کرد. از سوی دیگر، با اینکه به برگزاری انتخابات ریاست جمهوری افغانستان زمان زیادی نمانده است و کشورهای غربی نیز به تدریج در صدد کاهش نیروهای نظامی و حضور خود در افغانستان هستند، اختلافات میان افغانستان و کشورهای غربی در مورد روند گفتگوها گسترده تر شده و هیچ شواهدی هم وجود ندارد که مخالفان مسلح در آینده نزدیک، برای تسریع روند گفتگوها با دولت ارتباطی امیدوار کننده ی بر قرار کرده باشد.

مذاکره با مخالفان؛ پروژه یا پروسه؟
طی سالهای اخیرگفتگو در رده های پایین و میانی میان کشورهای غربی و مخالفان مسلح جریان داشته است. دولت افغانستان نیز مدعی است که با برخی از مقامات طالبان به صورت پراکنده تماس های را برقرار کرده اما تاکنون این تماس ها به یافتن یک روزنه مشخص برای ادامه و استمرار تعامل پایدار تر منجر نشده است. گفتگوهای پیدا و پنهان کشورهای غربی، معاملات و رشوت های پراخته شده توسط این کشورها به مخالفان مسلح نیز منتج به نتیجه مطلوب نشده است.
نهادهای حکومتی صلح و جاده یکطرفه
شورای عالی صلح در افغانستان به هدف ایجاد ادرس مشخص به هدف جزئی تر شدن روند گفتگوها با مخالفان و ایجاد مجرای واحد افغانی برای این گفتگوها تاسیس شد.اما از بدو تاسیس مورد استقبال مخالفان مسلح قرار نگرفت و ترکیب آن نیز در داخل کشور با اما و اگرهای فراوانی روبرو گردید. هرچند این شورا امیدها و روزنه های جدیدی برای تحقق تدریجی پروسه صلح خلق کرد اما سخنگویان منسوب به مخالفان همواره به شدت و قوت تمام هرگونه تماس با این نهاد را رد میکنند. با این وجود، گزارشهای نیز از دستاوردهای این شورا، وجود دارد که مورد تاکید و تایید این شورا هست.
اما نکته قابل تامل در دستاوردهای کاری این شورا، اظهارات ضد و نقیض برخی از اعضای آن و نیز رد مذاکره از سوی مخالفان مسلح است که بر کارایی آن همچنان سایه انداخته است.
گفتگوهای خود سرانه و استراتیژیهای مشکوک
یکی از نقاط ضعف و در عین حال پرسش بر انگیز،ارتباط پنهانی و بدون هماهنگی برخی از کشورهای غربی با مخالفان مسلح و حتی طرح مسایل مختلف است که بدون موافقت و حتی اطلاع دولت افغانستان صورت می گیرد. هرچند این مذاکرات تا هنوز هیچ دستاوردی نداشته اما همواره سوالها و پرسشهای را مبنی بر انگیزه ها و اهداف پشت پرده این گونه اقدامات بر انگیخته و تا هنوز پاسخ های قناعت بخشی نیز در این باره ارایه نشده است. این امر، به علاوه اینکه استراتیژی واحد گفتگو با مخالفان را مخدوش ساخته، رسیدن به یک نتیجه قطعی و حتمی را نیز با چالش جدی مواجه کرده و در عین حال، موجب تقویه روحیه و اعتماد به نفس مخالفان شده وطرفهای متعدد مذاکره کننده را هم، سردرگم و نسبتا ساخته است.
نقش حاشیه‌ای مردم در پروسه صلح
حدود، معیارها و اصول مصالحه با مخالفان طی سالهای گذشته یکی از موضوعاتی بحث بر انگیز و درعین حال نا مشخص در روند مصالحه با مخالفان مسلح بوده است. همین امر همواره خوشبینی ها راتحت تاثیر قرارداده و به بد بینی ها در این مورد دامن زده است.
القاب و عناوین که به مخالفان داده می شود، تغییر سیمایی مخالفان مسلح در رسانه های همگانی داخلی و خارجی، شفاف نبودن عدالت و قانون در برخورد با مرتکبان و عاملین نقض حقوق بشردر این گروه و میزان مشارکت مخالفان در ساختار سیاسی، چگونگی تعامل با دیدگاه های افراطی انان در جامعه داری و حکومت داری و... از مواردی هستند که همچنان برای مردم مبهم و گنگ به حساب می روند.
از سوی دیگر، موضع گیریهای متفاوت در برابر هویت و موجودیت مخالفان مسلح، از سوی حکومت افغانستان و کشورهای غربی خود بر ابهامات و پیچیدگی های موضوع افزوده است.استفاده از کلمات متضاد و متناقض در موضع علیه این گروه ها نشان می دهد که هنوز هم نظر واحد در قالب یک استراتیژی هماهنگ وجود ندارد و برخوردها و موضع گیریها کاملا مقطعی و ناشی از احساسات آنی است که هر از چندگاهی غلیان و یا فروکش می کند، نه اراده واقعی برای صلح.

2014 و تردید ها در فرجام صلح

با اینکه در آخرین اجلاس منطقه ی افغانستان و پاکستان برای تحقق روند صلح در منطقه و افغانستان توافق کردند و از یک مدت زمانی مشخص سخن زده شد، اما کارشکنی های پاکستان و اقدامات تحریک آمیز این کشور از جمله اظهارات رییس شورای علمای پاکستان در مورد جواز انتحار در افغانستان و خود داری علمای این کشور از شرکت در نشست علمای دینی در کابل، مقامات دولت افغانستان را بار دیگر آشفته ساخته و در واکنش به این اقدامات، معاون سیاسی وزارت خارجه افغانستان گفته است که این کشور به تنهایی و بدون پاکستان روند صلح را دنبال خواهد کرد. از سوی دیگر، با اینکه به برگزاری انتخابات ریاست جمهوری افغانستان زمان زیادی نمانده است و کشورهای غربی نیز به تدریج در صدد کاهش نیروهای نظامی و حضور خود در افغانستان هستند، اختلافات میان افغانستان و کشورهای غربی در مورد روند گفتگوها گسترده تر شده و هیچ شواهدی هم وجود ندارد که مخالفان مسلح در آینده نزدیک، برای تسریع روند گفتگوها با دولت ارتباطی امیدوار کننده ی بر قرار کرده باشد.