معرفی زیارت گاه سخی- مزار شریف

تاریخ «بلخ» دیرینه ی دور و دراز دارد و از سده ی ششم پیش از میلاد که نگاه جویندگان، سرگذشت مکتوب این شهر را، در قلمرو امپراتوری ارشمیدس خوانده است، تا تسلط اسکندر مقدونی و سپس سیطره ی سلوکیان و حاکمیت دولت یونانی بلخ و افتادن این شهر به دست سُکاها در 130 قبل از میلاد وبعدها تسلط کوشانیان سپس ساسانیان، حکومت های گوناگون را از سرگذرانده است.

ادامه نوشته

معرفی زیارت گاه سخی شاه مردان - کابل

«زیارت گاه سخی شاه مردان» قلب و قبله ی کابل، یکی از زیارت گاه های مشهور در سلسله ی مکان های معنوی افغانستان است، که بارگاه و مناره های بر افراشته ی آن، تذکره ی ملکوتی و معنوی پایتخت بوده و نبض معنوی یک شهرشلوغ دراین مکان مقدس زیارتی می تپد.

این زیارت گاه قدیمی که در منطقه ی مشهور به «کارته سخی» در دامنه ی جنوبی کوه «علی آباد» یا «آسمائی» مشهور به تپه ی تلویزیون قرار دارد، همه روزه و در طول سال، به ویژه در مناسبت های ملی ومذهبی، زایران و مراجعان زیادی را از سراسر شهر وبلکه کل کشور میزبانی می کند، که برای زیارت و ابراز ارادت به خاندان پیامبر اسلام(ص)، به ویژه امیرالمؤمنین امام علی(ع) به این مکان مقدس مشرّف می شوند.

زیارت گاه سخی کابل، به دلیل میزبانی هشت ماهه از خرقه ی پیامبراسلام(ص) و نیز شهرت آن به قدم گاه امیر المؤمنین امام علی(ع) امام اول شیعیان و خلیفه ی چهارم اهل سنت، نخستین بار مورد توجه «احمدشاه ابدالی»، اولین حاکم افغانستان قرارگرفت، که وی به تأسیس این زیارت گاه دستور د اد.

ادامه نوشته

معرفی زیارتگاه امام زاده یحیی- سر پل افغانستان

یکی از مراکز مهم زیارتی و معنوی در شمال افغانستان، زیارت گاه «امام زاده یحیی» در ولایت فعلی «سرپل» است، که بنا به روایت برخی از مورخین، در قدیم به «انبار» یا «انبیر» یاد شده و ازجمله شهرهای «جوزجان» و مقام شاهان «آل فریغون» (250- 401 هـ) بوده و تا سال ۱۳۶۷شمسی جزیی از ولایت جوزجان به شمار می آمد.

این شهر که روزگاری بندر تجارتی بلخ و از آباد ترین نقاط در آن زمان به شمار می آمد، با بدل شدن به مقتل امام زاده یحیی ابن زید ابن علی امام زین العابدین بن حسین بن علی (ع) و سپس با تدفین ایشان دراین شهر، یک مرکز و مکان مهم زیارتی گردید.[1]

ادامه نوشته

آخوند خراسانی؛ فخر هزاره های افغانستان

افق فقاهت شیعی، همیشه تابان بوده که ستارگان تابناکی چون «آیت الله العظمی آخوند محمد کاظم خراسانی» ازمشرق روشن آن، درخشیده است و جغرافیای افغانستان نیز سهم مؤثّردر این جریان علمی وفقهی داشته که چونان چشمه ی زلال وجوشان، سلسله ای از عالمان نامدارو پرافتخار را به تاریخ تشیّع بخشیده است.

آخوند محمد کاظم خراسانی هروی، صاحب کتاب ارزشمند کفایه، فقیه، اصولی، سیاستمدار و مرجع تقلید شیعهٔ امامیه، یکی از مصادیق پردرخشش عالمانی متعلق به قلمرو امروزین افغانستان بود، که زاده ی سال 1218 خورشیدی در مشهد مقدس، تحصیل یافته ی حوزات شیعی در ایران و نجف اشرف و در کنار شیخ عبدالله مازندرانی و میرزا حسین خلیلی تهرانی، یکی از سه مرجع تقلید حامی مشروطیت در ایران بود[1].

ادامه نوشته

معرفی زیارتگاه امام صاحب قندوز

در جای جای جغرافیای افغانستان ردی از گذر رویداد ها و جریان های معنوی و مذهبی باقی بوده و آثار تاریخی آن ها بر چهره ی این خاک، ماندگار و شهرت فرهنگی شان در جلوه ی امروز این دیار به یادگار مانده است.

شمال افغانستان بیش از نقاط دیگر جغرافیای افغانستان، ازمکان ها و زیارت گاه های منسوب به ائمه و اهلبیت(ع) برخورداراست. گذشته از زیارت گاه های مشهور و معتبر، چندین مکان دیگر به نام «حضرت امام» یا «امام صاحب» درشمال افغانستان وجود دارد.

ادامه نوشته

تقدیم به بانوی خدمت وافتخار: «سیماسمر»

سیمای نازنین زنان دیار ما
سروی بلند در سند افتخار ما
درسنگلاخ زندگی تکرار می شود
تاریخ دختران همیشه بهار ما
این امتداد غیرت دخت «هزاره» است
«شیرین» قهرمانی دیگر از تبار ما
او رنج راه دیده که «سیما سمر» شده
بانوی اوّل وطن بی قرار ما
رنگ سفید چهره ی یک قرن آرزو
دردیدگان منتظر روزگار ما
احساس سبز یک ورق از دفتر غرور
درخاطرات سرخ دل داغدار ما
از قول او به سمعک دنیا رسیده است
آوازه ی مسافرت «قندهار» ما
همگام رفته با او از این درّه های دور 
تا صحن سازمان ملل، اعتبار ما
مانند چشمه آمده از کوهپایه ها
تا ساقه ساقه سبز شود جویبار ما
بانوی فخر و خدمت از یاد رفته ها!
سنگ صبور مردم اندوهبار ما!
تا اول طلوع درخشان آفتاب
ای لحظه لحظه روشنی در شام تار ما!
تاریخ را چقدر صمیمانه خوانده ای 
صفحه به صفحه تا شده ای غمگسار ما
صخره به صخره ثبت شده مهربانی ات 
در خاطرات غمزده ی کوهسار ما
احساس درد کمتری این نسل می کند
وقتی چو توست مادری اندر کنار ما 
اندر پناه رو سری ات گرم می شود
این قطره های یخ زده ی انتظار ما
مکتب، یتیم خانه، شفاخانه ساختی
تا گرد فقر گم شود از کوچه سار ما
فردای زندگی مرا باز هم بساز
تا کم شود کمی زغم بی شمار ما 
دیگر «هزاره جات» زمستان نمی شود
وقتی توئی مراقب آلاله زار ما
منظومه ی کرامت این قوم گشته ای
گام بلند در طلب اقتدار ما
محکم چو صخره مانده به امید یک طلوع
نسل ستارگان دیگر درمدار ما 
محمد شریف عظیمی ـ 10/ 10/ 1399 ـ قم

محمد شریف عظیمی

برای اعلام حضور و گرامی داشت خاطرات روز هایی که در این وبلاک حضور داشتم!

چه دیر است که از صفحه ام سر نزده ودر فیسبوک وتلگرام، سکونت نموده بودم. برای تجدید خاطره عکسی از خود در وبلاک  می گذارم

3 /سرطان/ 1398 - قم

پروازترور برفرازکابل!به بهانه سفرنوازشریف به افغانستان.

نوازشریف که اینک سکان هدایت کشتی بنیادگرایی جامعه متشتت پاکستان را به عهده دارد با سفرش به افغانشتان شاید از توسعه نفوذطالب دربدنه حکومت افغانستان استقبال می کند وبرگسترش بنیادگرایی پاکستانی به نام اسلام وهابی تأکید میکند. بنیادگرایى اسلامى در پاکستان در دو دهه اخیر از رشد چشمگیرى برخوردار بوده است. تحولات سیاسى در منطقه مانند انقلاب اسلامى ایران، آغاز جهاد اسلامى علیه اشغال شوروى در افغانستان و آغاز دوران جدیدى از مقاومت در کشمیر تحت سلطه هند، تإثیرات عمیقى بر رشد اسلامگرایى افراطى در پاکستان داشته است. دولت پاکستان نیز که از نهضت مقاومت در افغانستان و کشمیر حمایت مى کرد، تسهیلات قابل توجهى را در اختیار گروه هاى اسلامى پاکستانى قرار داد و زمینه رشد و گسترش آنها را در جامعه پاکستان فراهم ساخت. در این میان، گروه هاى جمعیت علماى اسلام، سپاه صحابه، لشکر جنگوى، حرکه المجاهدین، لشکر طیبه و جیش محمد، از امکانات، نفوذ و توانایى هاى بیشترى برخوردار هستند. در یکى دو دهه اخیر بنیادگرایى و فرقه گرایى مذهبى در پاکستان از رشد چشمگیرى برخوردار بوده است، به طورى که امروز این کشور به مرکز بنیادگرایى به ویژه فرقه گرایى شهرت یافته است. اگر پاکستان در دهه 1980 میلادى، به دلیل حمایت از نهضت مقاومت افغانستان در مقابل تهاجم شوروى و تبدیل آن به مرکز تدارکات و سازماندهى نیروهاى ضد کمونیسم، مورد توجه محافل جهانى به ویژه غرب واقع شده بود، اما از دهه 1990 به بعد، به دلیل تمرکز افراطیون اسلامى در آن که در جبهه هاى افغانستان، کشمیر، چچن و... در حال مبارزه اند، توجه جهانیان را به خود جلب کرد. رشد اسلام گرایى افراطى در این کشور در پرتو شرایط و عوامل خاص و منحصر به این کشور تحقق یافته است. در مقاله حاضر، این عوامل را به اختصار بررسى مى کنیم و سپس به عمده ترین گروه هاى بنیادگرا و فرقه گرا در این کشور اشاره خواهیم کرد

ادامه نوشته

جواب کلوخ، آیاسنگ است؟ مقابله خشن باخشونت؟!

ازنیمه دوم قرن بیستم به این سو، ترویج اندیشه های خشونت ستیزانه تبدیل به مباحث کانونی اندیشمندان غربی شده است. دفاع ازحقوق بشر، حقوق زنان، حقوق اقلیت ها وحتی حقوق حیوانات، جزئ اولولت های نظریه پردازان وسیاست مداران غربی درمواجهه با تحولات کشورهای جهان سوم شده است. گویی کشورهای غربی متولی انحصاری ومشروع این حقوق وارائه دهنده معیارهای جهانی برای سنجش این شاخص ها درجهان می باشند. ولی تاریخ نشانگر پیشینه ای سرشار ازخشونت، درتبدیل تمدن غربی به هژمونی سیاسی واقتصادی وفرهنگی برجهان است. رویه ها وعملکردهای جاری این کشورها هنگامی که پای منافع استراتژیک درمیان باشد نیز، حاکی ازبه حاشیه رانده شدن آرمان های خشونت ستیزمی باشد. این نوشتار سعی درتقویت این گمانه زنی دارد که خشونت ستیزی روی دیگر تعقیب سیاست های خشونت آمیز غرب، باروشی آبرومندانه تراست.دنیای غرب، سردمدار مکتب های حقوق بشری وداعیه دارتفکرات خشونت زدایی است. ترویج نهضت های عاری ازخشونت، وتشویق نهادهای حقوق بشری درکشورهای مختلف، جزئ یکی ازمهمترین اولویت های سیاست ورزی ودیپلماسی عمومی جهان متمدن غربی قرار گرفته است. آیا غرب درتعقیب این سیاست صادق است؟ آیا این ادعاهای حقوق بشری نشانگر تغییری بنیادین درفلسفه سیاسی غرب محسوب می شود؟ پاسخ مثبت دادن به این قبیل سوال ها بادرنظر گرفتن کلیه زیرسازه های سیاست ورزی غرب ساده دلانه به نظر می رسد.

ادامه نوشته